#پسران_مغرور_دختران_شیطون_پارت_188
_ خوبه
_مامان_ باشه عزيزم مزاحمت نشم .. سلام برسون به پندارو ترانه و مهديس
_ باشه مامانجونم .. شماهم به بابا سلام برسون .. خداحافظ .
گوشيمو قطع كردمو پرتش كردم روى تخت و به چهره ى خودم توى آينه روبه روم خيره شدم .. اصلا دلم نميخواست كه يه روز اينجورى به مامانم دروغ بگم و سرش كلاه بذارم ... هرچى باشه من تنها دخترش بودم .. كاش مى شد اينجورى با زندگى خودم و پندار بازى نمى كردم .. كاش مى شد منم مثل دختراى ديگه با سربلندى و افتخار برم خونه ى شوهر ... مامانم فكر ميكنه دخترش خوشبخت شده و داره با بهترين مرد دنيا زندگى ميكنه .. اما حيف كه تمام اين روياها تا چند ماه ديگه براش تموم ميشه .. و همينطور براى من... رابطه ى بين منو پندار تا چندماه ديگه بيشتر ماندگار نيست و بايد به زودى از همديگه جدابشيم ... با صداى ضربه هاى آرومى كه به در اتاق ميخورد به خودم امدم .. كمى نكشيد كه در باز شد و پندار وارد اتاق شد ... و بدون معطلى رفت سر اصل مطلب
_پندار_ كاراتو بكن ميخوايم با بچه ها بريم بيرون يكم بگرديم
منتظر جوابى از طرف من نشدو از اتاق رفت بيرون
منم بى توجه به اون .. از روى تختم بلند شدم و مستقيم سمت كمدم رفتم و لباسامو عوض كردم
***
وارد باغ وحش كه شديم مشتاقانه به اطرافم نگاه مى كردم .. خيلى برام جالب بود .. تاحالا چند بارى تهران رفته بودم باغ وحش .. اما بازم واسه ام تازگى داشت ... به حيوانات علاقه ى شديدى داشتم .. جلوى قفس خرس ها ايستادم و چندتا عكس ازشون گرفتم .. خيلى بامزه بودن .. خيلى ذوق داشتم اما برعكس من پندار خيلى عادى و بى ذوق درحالى كه مشغول خوردن تخمه بود از جلوى قفس حيونات رد مى شد و فقط نگاهشون مى كرد .. با عصبانيت به سمتش رفتمو گفتم : يكم اخماتو باز كن .. همچين خودشو گرفته انگار ارث باباشو از حيونا ميخواد .. يكم ذوق داشته باش.
چپ چپ نگاهم كرد و با پوزخند گفت :
_ خب اين حيون ها شايد براى تو تازگى داشته باشن و بخواى ذوق كنى ، اما من هر روز دارم تورو ميبينم .. ديگه چرا الان بايد با ديدن دو سه تا ميمون ذوق كنم ؟!
ديگه كارد ميخوردم خونم درنمي يومد .. با عصبانيت اخمامو درهم كشيدمو رومو ازش برگردوندم .. اون چهارتا كه پشت سرما داشتند ميومدن بهمون رسيدن .. ترانه با ديدن چهره ى عصبى من گفت :
_ترانه _ چته صحرا ؟!
_ هيچى .. فقط نگران پندارم ..
پندار متعجب به سمت من برگشت و بهم خيره شد
romangram.com | @romangram_com