#پایان_تلخ_پارت_364
نبض گردنم شروع به زدن کرد ... کلافه و عصبی دو تا دستامو فرو کردم تو موهام و کشیدم ... سرم در حال انفجار بود ... به شدت دلم می خواست داد بزنم ... چرا من اینقدر احمق بودم ؟؟ چرا نفهمیده بودم نگاهای عموم به مادرم پاک نیست ؟
چرا ساده بودم ؟؟ چرا راحت بازیم داده بودن ؟؟ از جا بلند شدم و با عصبانیت لیوان روی میزو برداشتم و پرت کردم سمت دیوار ... صدای دادم خونه رو برداشت ... صدای شکستن لیوان هم نتونست آرومم کنه ... مامان ترسیده تو خودش جمع شده بود ... اما اونقدر حالم بد بود که دیگه حواسم به اون نبود ... بعد از پدرم من باید مردش می بودم و من !!!
من چیکار کرده بودم ؟؟ من مرد نبودم ... منی که اجازه دادم که عموم به ناموسم نگاه بد داشته باشه ... چرا نفهمیده بودم ؟؟ چرا اینقدر ساده بودم ؟؟ از سادگی خودم حرصم گرفته بود ... من چطور پسری بودم ؟؟ چرا مثل بقیه پسرا نبودم ؟؟ شاید باید دختر می شدم ... با عصبانیت و قدمای بلند به طرف در رفتم و از خونه زدم بیرون ...
*
به کمر دراز کشیدم روی تخت ... از روی عسلی فندک و پاکت سیگارو برداشتم ... گرفتمشون جلوی صورتم ... اگه می کشیدم آروم می شدم ؟؟؟ یه نخ سیگار از توی پاکت کشیدم بیرون و با فندک روشنش کردم ... پاکت سیگارو پرت کردم روی عسلی ... سیگارو گوشه لبم گذاشتم و پک کوچیکی بهش زدم که باعث سرفم شد ... نشستم و کمی سرفه کردم تا بهتر شدم ... سیگارو توی جاسیگاری خاموش کردم و …… نیم سوختش رو توی جاسیگاری رها کردم ...
دوباره دراز کشیدم روی تخت ... دستامو روی شکمم قفل کردم و خیره شدم به سقف ... زمزمه کردم :
_چیه ؟؟ داری به ریشم می خندی نه ؟ خب حقم داری ... آره می خواستم بهت ثابت کنم بدون تو هم می تونم ... ولی یه بار دیگه بهم ثابت شد بدون تو هیچم ... همینو می خوای بشنوی ؟؟ پس یه بار دیگه می گم ... آره من بدون تو هیچم ... تو خدایی ! هر چی اراده کنی همون میشه و حالا کمر بستی به نابودی من ... چرا ؟؟ کم اطاعتتو کردم ؟ دل کسیو شکستم ؟ به کسی تهمت زدم ؟؟ به نامحرم نگاه بد انداختم ؟؟ چیکار کردم ؟؟ کدوم گناهم مستحق این عذاب بود ؟ اول بابامو ازم گرفتی ... توی اون حال خراب افتادم دنبال فروش خونه و ماشین و صاف کردن بدهی طلبکارا ... کارخونه هم که ورشکست شده بود کجا می رفتم برای کار ؟ به هر دری زدم ولی یه بار ، فقط یه بار دستمو نگرفتی و شدم یه شاگرد مغازه با حقوق ناچیز با همه اینا یه بار ناشکری نکردم ... دل باختم به دختری که حالا فاصله ی طبقاتی زیادی باهام داشت ، ولی گفتم به امید خودت ... پا پیش گذاشتم نه یک بار نه دو بار ، ده بار ... هر بار نه شنیدم ناشکری نکردم گفتم راضی ام به رضای خودت ... گفتم درست میشه ، جلوی چشمام عروس یکی بهتر از من شد ، غرورم ، شخصیتم همه چیم رفت زیر سوال کفر نگفتم بازم گفتم هر چی تو بخوای ، لابد قسمت نبود ... جونشو گرفتی ، چرا ؟؟ جواب همه ی اطاعتام این بود ؟ خورد شدم ، شکستم ... عهد کردم سخت بشم ، سنگی بشم ... می خواستم بهت ثابت کنم بدون تو می تونم ... عسلو وارد زندگیم کردی !! دیدم نه نمیشه ... از منِ ساده بعیده نتونم دل به دختری مثل اون ببندم ... دوستش داشتم ، منبع آرامشم شده بود ، پولدار شدم ، مشهور شدم ... بازم وجودتو انکار کردم اما قلبم بهم یادآور میشد که تو خواستی که رسیدم به اینجا ... قبول نکردم ، اطاعتتو کردم نابودم کردی ... حالا که نافرمانیتو کردم هوامو داری ... پس بهتره همیشه ناشکر باشم ... تا اومدم بفهمم زندگی چیه فهمیدم رو دست خوردم ، غیرتم زیر سوال رفت ... عموم جلوی من به مادرم ابراز علاقه کرد ... شکستم ... اذیتش کرد ، ناموس منو اذیت کرد ... شکستم ... چون نتونستم براش مرد باشم ... یه بار دیگه بهم ثابت کردی هر چی تو بخوای همون میشه ... و حالا اینی ام که می بینی ... نه دیگه عسلو دارم ، نه آرامشی دارم نه تویی که بتونم بهت تکیه کنم ... خودمم و خودم ... بازم کمکم نکردی ، خوردم کردی ... انتظار نداری اطاعتتو بکنم که ؟ دیگه نه تو رو می خوام ، نه زندگی رو ، نه عسلو نه آرامشی که بهم می داد ... زنده می مونم تا بمیرم ...
به پهلو شدم و چشمامو بستم ... خالی شده بودم ... حرفامو زدم با خدایی که همه جوره بهم ثابت کرده بود قدرت داره ... و حالا واقعا می خواستم که عوض بشم ...
*
با صدای زنگ چشمامو باز کردم ... با همون چشمای پف کرده و خواب آلود از اتاق رفتم بیرون ... هنوز گیج خواب بودم ... تلو تلو خوران خودمو به در رسوندم و درو باز کردم ... بر خلاف تصورم که فکر می کردم عسلو رو به روم می بینم سروش جلوم ظاهر شد ...
هنوزم چیزایی هست که خوشحالم کنه ... مثل دیدن برادری که منو بهتر از خودم می شناخت !! هیچوقت ترکم نکرد بر خلاف خدایی که می گفت همیشه هوای بنده هاشو داره و بر عکسش عمل کرده بود ... خواب از سرم پرید ... کشیدمش تو بغلم و خوشحال گفتم :
_خوش اومدی داداش ...
romangram.com | @romangram_com