#پایان_تلخ_پارت_334
_من دومین دختر توی زندگیتم درسته ؟؟
اخمی کردم و سرمو به نشونه مثبت تکون دادم که نگاهشو ازم گرفت و دوخت به لقمه ی توی دستش ... دو دل بود برای زدن حرفش ... آروم گفت :
_می خوام ... یعنی ... بگو ...
نفس عمیقی کشید و تند گفت :
_می خوام بدونم اولیش کی بود ؟؟
با اخم نگاهمو ازش گرفتم ... لقمه مو قورت دادم و در حالیکه از پارچ برای خودم توی لیوان آب می ریختم گفتم:
_برای چی می خوای بدونی ؟؟
سنگینی نگاهشو روی خودم حس کردم ... گفت :
_می خوام جایگاه خودمو بدونم ...
لیوانو به طرف دهنم بردم و جرعه ای نوشیدم ... لیوانو روی میز کنار دستم گذاشتم و در حالیکه لقمه ی بعدیمو آماده می کردم گفتم :
_اولیش زن داداشت بود ... مونا !!! دختر خالم ...
نگاش کردم ... متعجب داشت نگام می کرد !! بی توجه به حالت شوک زده ش مشغول خوردن شامم شدم ... بعد از چند دقیقه سکوت به حرف اومد :
romangram.com | @romangram_com