#پایان_تلخ_پارت_319

صدای شاد و پر از نازش به گوشم خورد :

_ســــلام ... چه عجب گوشیو جواب دادی شما !!!

بر عکس همیشه که از صدای پر انرژیش لبخند روی لبام میومد این بار اخم کردم ... چرا عسل باید بیاد سراغ من؟ چرا اینقدر راحت بود با من ؟؟ چرا برای اولین بار باید سراغ پسری به سادگی من بره ؟؟ چرا عسل اینقدر محکم بود ؟؟ چرا قهر بلد نبود ؟ چرا اخم بلد نبود ؟ چرا هر کاری می کردم بازم پیشم بود ؟؟ چرا برام ناز نمی کرد ؟؟ چرا مثل دخترای دیگه نبود ؟ چرا عسل یه جوری بود ؟؟ صداش از پشت خط باعث شد از فکر بیرون بیام :

_الـــــو ؟؟ هستی ؟

_آره ...

_پس چرا حرف نمی زنی ؟؟

_چی بگم ؟

صداش نگران شد :

_امیرحسین حالت خوبه ؟؟

نفس عمیقی کشیدم و گفتم :

_خوبم ...

_نیستی !!

_هستم ... فقط خستمه !!

romangram.com | @romangram_com