#پایان_تلخ_پارت_310


_خیلی وقته ...

شیطون خندید و طی رو ول کرد ... طی با صدای بلندی روی زمین افتاد ... گفت :

_پس چرا وایساده بودی اونجا ؟؟

آروم گفتم :

_داشتم نگات می کردم ...

چیزی نگفت ... با لبخند نگام کرد که گفتم :

_واسه کی داشتی آهنگ می خوندی ؟؟

ریز خندید و گفت :

_یه دونه پسر تو زندگیم بیشتر نبوده ... برا همون داشتم می خوندم ...

چشمامو ریز کردم و نگاش کردم و گفتم :

_عاشقشی ؟

با لبخند سرشو به نشونه مثبت بالا پایین کرد که گفتم :


romangram.com | @romangram_com