#پایان_تلخ_پارت_299

_ادکلن ؟؟

با خنده سرشو به نشونه نه به طرفین تکون داد که گفتم :

_ساعت ؟

با خنده گفت :

_نوچ ...

دیگه چیزی به ذهنم نمی رسید ... کلافه گفتم :

_نمی دونم بابا ... بده ببینم معلوم میشه ...

خندید و دو دستی جعبه رو گرفت سمتم ... دست دراز کردم ازش بگیرم که باز دستشو پس کشید و سرشو کج کرد و با لحن بچگونه ای گفت :

_تشکر نمی کنی اول ؟؟

با خنده گفتم :

_خب ممنون ... حالا میدی یا نه ؟؟؟

نیششو باز کرد و گفت :

_تشکر اینجوری که فایده نداره ...

romangram.com | @romangram_com