#پایان_تلخ_پارت_300
چشمامو ریز کردم و گفتم :
_پس چجوری تشکر کنم ؟؟
لبشو غنچه کرد و بوسی تو هوا کرد و گفت :
_اینجوری ...
دستشو گرفتم و کشیدم سمت خودم که جیغ خفیفی کشید ... گفتم :
_اینم تشکر ...
با ذوق خندید و جعبه رو گرفت سمتم ... بدون حرف ازش گرفتم و مشغول باز کردنش شدم...
حس خوبیه ببینی یه نفر همه رو به خاطر تو پس زده
واسه ی رسوندن خودش به تو همه ی راهو نفس نفس زده
حس خوبیــــــه
یه گردنبند بود ... اما نه یه گردنبند معمولی ... زنجیرشو گرفتم و از توی جعبه درش اوردم !! خم شدم و جعبه و درشو روی میز گذاشتم ... نگاهی به گردنبند انداختم ... نقره بود و به شکل دایره ... یه دایره کاملا ساده کوچولو ... درش باز می شد !!! درشو باز کردم و با دیدن داخلش لبخند اومد رو لبام ... یه طرفش عکس من بود و طرف دیگه عکس خودش ...
حس خوبیه ببینی یه نفر واسه انتخاب تو مصممه
romangram.com | @romangram_com