#پایان_تلخ_پارت_298


_کوچولو تو می خوای به من عیدی بدی ؟

خرسشو محکم تر بغل کرد و صورتشو چسبوند روی سر خرسش و با ذوق سرشو به نشونه مثبت بالا پایین کرد ... با خنده نشستم و گفتم :

_خب ببینم چی هست ؟

با ذوق از جا بلند شد و گفت :

_الان میام ...

خرسشو گذاشت روی کاناپه و رفت سمت اتاق ... با خنده سری به تاسف تکون دادم ...

به مـــــن انگیزه ی زندگی بده تا دوباره حس کنم کنارمی

به دروغم شده دستامو بگیر الکی بگو که بی قرارمی

الکــــــی

با قدمای تند از اتاق بیرون اومد و با ذوق روبروم ایستاد و یه جعبه مخمل مربعی گرفت سمتم ... دست دراز کردم ازش بگیرم که دستشو کشید عقب و ابروهاشو تند تند انداخت بالا و گفت :

_اول حدس بزن ...

لبخندی زدم و گفتم :


romangram.com | @romangram_com