#پایان_تلخ_پارت_236
_پس آدرسو برات می فرستم !!
_باشه ...
_یه ساعت دیگه می بینمت !!!
_فعلا ...
_فعــــــلا ...
از جا بلند شدم ... گوشیو روی میز گذاشتم و حولمو از توی کمد برداشتم ... از اتاق بیرون رفتم و سریع رفتم سمت حموم ... رفتم داخل و همونطور که دمپایی می پوشیدم درو پشت سرم بستم ... حولمو به چوب لباسی آویزون کردم و لباسامو در اوردم و توی سبد رخت چرکا انداختم ... روبروی آینه ایستادم و دسته تیغمو برداشتم و یه تیغ نو انداختم روش ... صورتمو کفی کردم و همونطور که تو آینه به خودم نگاه می کردم با دقت ریشامو زدم ... صورتمو شستم و دوباره کفی کردم ... یه بار دیگه تیغ زدم ... صورتمو شستم و به خودم نگاه کردم ... نیازی به تیغ سوم نبود ، تیغ استفاده شده رو در اوردم و توی سطل انداختم ... دسته تیغمو سرجاش گذاشتم و رفتم سمت دوش ... آب سرد و گرمو همزمان باز کردم و وقتی دماش مناسب شد اهرمشو دادم بالا و ایستادم زیرش ...
شامپومو برداشتم و کف دستم ریختم و شروع به مشت و مال موهام کردم ... موهامو شستم و یه بار دیگه شامپو به موهام زدم ... با شامپو بدن ، بدنمو شستم و آبو بستم ... رفتم سمت چوب لباسی حولمو برداشتم و پیچیدم دور کمرم ... در حمومو باز کردم و رفتم بیرون ... رفتم سمت اتاقم ... در اتاقم نیمه باز بود ... رفتم داخل و درو بستم...
آب از موهام می چکید روی موکتا ... حوله رو از دور کمرم باز کردم و بدنمو خشک کردم ... لباس زیر و شلوار پارچه ای کرمی رنگمو پوشیدم ... حوله رو انداختم روی موهام و آب موهامو گرفتم ... حوله رو انداختم روی در کمدم و سشوارمو از کمدم بیرون اوردم ... رفتم سمت میز... زدمش به برق و به گوشیم نگاه کردم ...
یه اس ام اس داشتم ... بازش کردم ... عسل بود !! آدرسو فرستاده بود و در آخر نوشته بود :
_خوشگل کن و بیا ، در ضمن روی وقت شناسی هم خیلی تاکید دارن ، دیر نکنی ...
بدون اینکه جواب بدم گوشیو روی میز برگردوندم و سشوارو روشن کردم ... موهامو خشک کردم و سشوارو خاموش کردم ... همونجا روی میز گذاشتمش ... رفتم سمت کمدم و یه کمربند شکلاتی رنگ با بلوز آستین سه ربع شکلاتی رنگ برداشتم ... زیاد نمی پوشیدمشون ... چون شلوارش از روی باسن تا پشت زانو تنگ بود و از اونجا به پایین راسته می شد ... بلوزش هم زیادی تنگ بود و عضله های نداشته سینمو به خوبی نشون می داد...
در کل زیادی جلب توجه می کرد و منم چون علاقه ای به این چیزا نداشتم همیشه لباسای ساده می پوشیدم ... اما اوضاع دیگه فرق کرده بود ... من دیگه امیرحسین سابق نبودم ... یعنی نمی خواستم که باشم ...
romangram.com | @romangram_com