#پایان_تلخ_پارت_215
_قابل شما رو نداره ...
کیف پولمو از جیبم کشیدم بیرون ، کارت اعتباریمو از کیفم خارج کردم و گرفتم سمتش ... گفتم :
_ممنون ...
کارتو ازم گرفت ... روی دستگاه کشید و گفت :
_رمزتون ؟!
_1323
رمز رو که وارد کرد کارت و رسیدشو گرفت سمتم و گفت:
_خوش آمدید ...
کارت و رسیدو ازش گرفتم و سرمو به نشونه تشکر تکون دادم و برگشتم سمت عسل ... با دیدنم از جاش بلند شد و کیفشو روی شونش انداخت ... نزدیکم شد و کنار هم از رستوران خارج شدیم ... جلوی در ایستادم ... دستامو توی جیبام فرو کردم که متعجب چرخید سمتم ... با اخم نگاش کردم و گفتم :
_روز خوبی بود ...
شیطون لبخند زد و گفت :
_بود ؟؟؟ ولی هنوز که تموم نشده ...
خندیدم و گفتم :
romangram.com | @romangram_com