#پایان_تلخ_پارت_213

چطور شد که اینقدر سریع از دوم شخص جمع به دوم شخص مفرد تبدیل شد خودمم نفهمیدم !! نگام کرد و گفت :

_اشتها ندارم ...

جرعه بعدی ... لبخند کجی زدم و گفتم :

_حرفای من که توی کور شدن اشتهات تاثیری نداشت ؟؟؟

لبخند شیرینی زد و گفت :

_نمی شد گفت بی تاثیر بود ...

ابروم بالا پرید ... چرا این دختر یه جوری بود ؟! محاسباتمو بهم می ریخت ... گفتم الان با این حرفم خجالت می کشه و سعی می کنه انکارش کنه اما خیلی راحت گفت که بخاطر حرفام حالش گرفته شد !

لیوانمو روی میز گذاشتم و گفتم :

_اگه موافقی بریم !!!

سرشو به نشونه مثبت بالا پایین کرد و قاشق چنگالشو کنار بشقابش گذاشت ... از جا بلند شدم ... رفتم سمت صندوق که صداشو شنیدم :

_امیر حسین ؟!

متعجب برگشتم سمتش ... من آقای نیک نژاد نبودم ؟!؟ خندشو خورد و گفت :

_پیشنهاد از من بود ...

romangram.com | @romangram_com