#پایان_تلخ_پارت_212
_جای قشنگیه ...
لقمشو قورت داد و گفت :
_من اولین باره که میام اینجا ...
ابرویی بالا انداختم و به نشونه تایید سرمو تکون دادم ... آروم گفت :
_و البته با اولین پسر ...
متعجب نگاش کردم ... بهش نمیومد !! دختری با اون تیپ و قیافه ، با وضع مالی خوب ، با اون همه آزادی و اختیار و البته زبون چرب و نرمش ؛ باور کنم پسری توی زندگیش نبوده ؟!
نگاه متعجبمو که دید سرشو پایین انداخت و با خجالت خندید ... لبخند کجی زدم و با ابروی بالا پریده گفتم :
_منم اولین باره میام اینجا ...
نگام کرد ... چشماش برق زد ... چشمامو ریز کردم و گفتم:
_اما با دومین دختر ...
دستاش بی حرکت موند ... نگاش رنگ باخت !! شونه بالا انداختم و مشغول خوردن بقیه غذام شدم ... تا تموم شدن غذا هر دو ساکت بودیم ... غذای من تموم شده بود اما غذای اون نصفه نیمه باقی مونده بود ... در بطری نوشابمو باز کردم و توی لیوان پایه بلند روی میز خالیش کردم ... جرعه ای نوشیدم و نگاش کردم ... سرش پایین بود ... جرعه دوم !!! گفتم :
_چرا نمی خوری ؟!
romangram.com | @romangram_com