#پایان_تلخ_پارت_210
به خودم اومدم ... کلافه دستی تو موهام فرو کردم و نگامو ازش گرفتم ... صداش توجهمو جلب کرد:
_خب جناب نیک نژاد ... از خودتون بگید !!
ابرویی بالا انداختم و گفتم :
_چی باید بگم ؟؟
لبخندی زد و گفت :
_هر چیزی که فکر می کنید گفتنش می تونه برای یه مصاحبت موفق کمک خوبی باشه ...
تسلطش برای حرف زدن ، اون هم اینقدر مؤدبانه لبخند رو لبام اورد ... گفتم :
_چطوره من این وظیفه رو به شما محول کنم ؟؟
خندید ... مثل همیشه ، با ناز ... گفت :
_ظاهرا همیشه همینقدر حساب شده عمل می کنین ...
ابرویی بالا انداختم و گفتم :
_نه فقط چون نمی دونستم شنیدن چه چیزی از خودم می تونه برای شما جالب باشه ترجیح دادم شما شروع کننده صحبت باشین ...
romangram.com | @romangram_com