#پایان_تلخ_پارت_204


اخم کرد و گفت :

_با کی قرار داری ؟؟

دستی به موهای پشت سرم کشیدم و آروم گفتم :

_عسل ...

متعجب گفت :

_عسل کیه ؟؟

_خواهر عرشیا ...

چشماش از تعجب گرد شد ... گفت :

_تو با خواهر عرشیا چیکار داری ؟؟

بی حوصله گفتم :

_جریانش مفصله بعدا برات تعریف می کنم ...

پکر شد و گفت :


romangram.com | @romangram_com