#پایان_تلخ_پارت_203
_بشین ...
رفتم سمت سینک ... شیر آبو باز کردم و دست و صورتمو شستم که صدای مامان در اومد :
_اینجا جای دست و صورت شستنه ؟!
شیر آبو بستم و چرخیدم سمتش و گفتم :
_سخت نگیر ...
سری به تاسف تکون داد و شروع به کشیدن برنج کرد ... دستمو بالا بردم و با آستینم آب صورتمو گرفتم ، دستامو به شلوارم کشیدم و خشکش کردم ... باز مامان غر زد :
_حوله هم که نداریم تو خونه !!!
خندیدم و گفتم :
_پس چرا زودتر نگفته بودی بخرم ؟!
چشم غره ای بهم رفت ... آروم گفتم :
_مامان ؟؟
نگام کرد ... ادامه دادم :
_اگه امروز ناهارو تنها بخوری ناراحت میشی ؟؟
romangram.com | @romangram_com