#پایان_تلخ_پارت_197
_رمزتون ...
_1234
مبلغ مورد نظرو وارد کردم ... چرخیدم سمت پیشخوان و کارت و رسیدو گرفتم سمتش ... کارت و رسیدو ازم گرفت و در حالیکه نایلون گوشت رو ، از روی پیشخوان بر میداشت گفت :
_تشکر ... با اجازه
در حالیکه به سمت در می رفت ، گفتم :
_خواهش می کنم ... بسلامت
تماس قطع شد ... بی خیال گوشیو توی جیبم گذاشتم که باز صداش بلند شد ... روی صندلی نشستم و گوشیو از جیبم بیرون کشیدم ... بازم همون شماره بود ... کلافه نفسمو فوت کردم بیرون و تماسو وصل کردم :
_بله ؟؟
صدای یه دختر بود :
_الو ... سلام آقای نیک نژاد ...
با ابروی بالا پریده گفتم :
_سلام ... ببخشید به جا نیوردم !!
صداش پر از ناز بود ، با خنده ی ملایمی گفت :
romangram.com | @romangram_com