#پایان_تلخ_پارت_195
_بی خیال بابا ...
سرمو به نشونه تاسف تکون دادم ... یهو چیزی یادم اومد که باعث شد بگم :
_راستی قضیه ویلا رو از کجا می دونستی ؟؟
دستی تو موهاش فرو کرد و گفت :
_خیر سرم یه مدت نقش نامزد مونا رو بازی کردما ...
متعجب گفتم :
_خب چه ربطی داشت ؟!
از مونا خواسته بودم نقطه ضعف مهردادو بهم بگه و اونم دست و دلبازی کرد بهترینشو گفت ...
چشمک بامزه ای زد که باعث شد بخندم ... گفتم :
_فیلمو دیگه از کجا اورده بودی ؟؟
اخم کرد و گفت :
_هلیا تعریف می کرد به یکی از دوستاش تجاوز شده و برای بستن دهن دختره و باج گرفتن ازش ، فیلم گرفتن ازش ... بعدم تهدیدش کرده بودن و این حرفا ... ازم خواست اگه می تونم فیلمو گیر بیارم ... منم با دختره حرف زدم گفتم کمکت می کنم فقط نشونی پسره رو بهم بده که وقتی فهمیدم مهرداده سرم سوت کشید ... یه شب به بهونه دیدن مونا رفتم اتاقشو زیر و رو کردم و پیداش کردم ...
متعجب گفتم :
romangram.com | @romangram_com