#پایان_تلخ_پارت_186


_راه افتادی ...

با خنده گفتم :

_خواستم عادتو از سر تو بندازم بدتر خودم عادت کردم...

سروش هم خندید و گفت :

_می رفتی سرکار ؟؟

سرمو به نشونه مثبت تکون دادم که گفت :

_می رسونمت ولی قبلش باید یه جایی باهام بیای ؟!

کنجکاو گفتم :

_کجا ؟؟

_خودت می فهمی ...

حرفی نزدم که گفت :

_هنوزم نمی خوای بگی زخم دستت کار کی بود نه ؟؟


romangram.com | @romangram_com