#پایان_تلخ_پارت_170


تو ، تو رختای سفیدی

بله رو بگو گل من

بگو و شرشو بکن

و یه نفس همشو سر کشیدم ... جام بزرگ به قدری پر بود که بتونه هوشیاریمو ازم بگیره ... سرم داغ شد ... جام رو با خشونت روی میز کوبیدم که مامان نسبتا داد زد :

_امیر چیکار کردی ؟!

من و زندگیِ بی تو

باورم نمیشه اصلا

چرا مامان درکم نمی کرد ؟! جوابی ندادم و از جام بلند شدم ... هنوز اونقدرا اثر نکرده بود که بخوام تلو تلو بخورم ... اما علاوه بر سرم بدنم هم داغ شده بود ... رفتم سمت سرویس بهداشتی ... درو باز کردم و رفتم داخل ... خم شدم روی روشویی ...

داره سردم میشه کم کم

خیسه از اشکام لباسم

تو آینه به خودم نگاه کردم ... چشمام به قرمزی می زد... موهام ، بس که با کلافگی چنگشون زده بودم پریشون روی پیشونیم ریخته بود ...

به صورتم آب نزدم ... بزار الکل اثر کنه ... بزار نفهمم چه خبره !! بزار یادم بره امشب مونا با کسی جز من هم آ.غ.و.ش میشه ... صدای ناباورشو شنیدم :


romangram.com | @romangram_com