#پرواز_را_به_خاطر_بسپار_پارت_268


- ممنونم حاج آقا

مریم از ماشین پیاده میشود و چادرش را ازتوی کیف دستی اش در می آورد و به سرش می اندازد:

- سلام حاجاقا

- سلام دخترم

آیلین عروسک در بغل به سمت حاجی میدود و کمر حاجی را بغل می کند

- سلام آقاجون!

- سلام دخترم

در دل می گویم:

- چقدر من و خانواده ام به این مرد بدهکاریم!

از گذراندن کلمه خانواده در ذهنم لبخندی بر روی لبم می نشیند

حاجی روبه من می کند:

- یه زحمت دیگه واستون دارم

- بفرمایید حاج آقا

romangram.com | @romangram_com