#پرواز_را_به_خاطر_بسپار_پارت_258


- بله

به سمتش میروم. نه به آهستگی، بلکه با شتاب!

- میشه آدرس بیمارستانتونو بدید تا فردا اونجا بیام دنبالتون؟ آدرسش یادم رفته! اینطوری آیلین هم بهانه گیری نمیکنه که با ما بیاد

بین دو راهی بدی گیر کرده است. بعد از چند لحظه معطلی می گوید:

بیمارستان... هستم. خیابون... از 8 تا 2 بعد از ظهر.

خودم را به بیخبری میزنم:

- بیمارستانتونو عوض کردید؟

با نگاه ماتش به چشمانم زل میزند:

- تازگی کارمو اینجا شروع کردم

- ممنون... فردا ساعت دو دم بیمارستان میام دنبالتون. خداحافظ

- آقای شاهکار؟

- بله

- میشه پولی رو که بابت آبمیوه و ...

romangram.com | @romangram_com