#پرواز_را_به_خاطر_بسپار_پارت_251


متعجب می شود از این طرز بیان من! به روی خودش نمی آورد

با لحن گرمی می گویم:

- بریم

- بریم

آیلین را از بغلم پایین میگذارم

- مامانی! منم بیام؟

- نه دخترم! هوا گرمه. مریض میشی. حوصله تم سر میره. شما برو پیش امیر کیا و مائده تا من برگردم

- تو روخدا!

رو به مریم میکنم:

- اجازه بدید بیاد. بچه اس کاری به کار ما نداره!

مریم با نا رضایتی رو به آیلین می کند:

- برو شلوارتو عوض کن. بعد بیا

آیلین خنده کنان به داخل خانه می رود و مریم به سمت در خروجی می آید.

romangram.com | @romangram_com