#پرواز_را_به_خاطر_بسپار_پارت_238
- الو
....
- علیک سلام دخترم! آقای شاهکار با آیلین برگشتن. بیا حیاط پشتی و آیلینو بگیر. بدو بابا! اینجا کلی کار داریم. الان اذونو میدن.
.......
- چشمت بی بلا
.........
حاجی در حالیکه چشمش به گوشی است و دستش روی تکمه قرمز آن می گوید:
- پسرم! آیلینو به حیاط پشتی ببر و به مادرش تحویل بده.
- چشم حاج آقا
- زود بیا که به کمکت احتیاج داریم
- حتما. اساعه خدمت میرسم
با آیلین به حیاط پشتی وارد میشویم. مریم کنار شیر آب در حالیکه چادرش را زیر گلویش گرفته ، منتظر آیلین ایستاده است.
چشمان عسلی اش معصوم تر و نگران تر از همیشه است.
romangram.com | @romangram_com