#پرواز_را_به_خاطر_بسپار_پارت_214
خوشا به سعادت آنهایی که به ضیافت خدا دعوت شده اند.
حاجی تسبیح به دست و با کت و شلوار سورمه ای و پیراهن آبی آسمانی وارد مسجد میشود.
به سمتش میروم و دست دراز میکنم:
- سلام حاج آقا
به من دست میدهد
- سلام پسرم! کی اومدی؟
- چند دقیقه پیش
نگاه ملتمسم را در چشمانش می اندازم.
حاجی مرد خداست و ته نگاهها را خوب میفهمد
- اون در رو میبینی؟
- بله حاج آقا
- از اونجا وارد حیاط پشتی میشی. مریم و دخترت اونجان. پیش بقیه خانمها. دارن سبزی پاک میکنند. آشپزها هم مشغول آشپزی هستند
- برم چی بگم حاج آقا؟!
romangram.com | @romangram_com