#پرواز_را_به_خاطر_بسپار_پارت_190
آیلین! آیلین!
دخترم!
ولی چطوری؟
من که همه جا روگشتم؟
گشتم نبود. گفتن نگرد نیست.
وارد یک فضای سبز شدم.
فقط صدای فواره ای که آبهاشو با شدت تو حوض می ریخت شنیده میشد.
به سمت فواره رفتم.
پارک خلوت بود.
آخه، کدوم دیوونه ای نصفه شبی به پارک میومد.
یکنفر از کنارم رد شد:
- سلام
به سمت صدا برگشتم
romangram.com | @romangram_com