#پرواز_را_به_خاطر_بسپار_پارت_181
نمیتونم قبول کنم. هرچقدر هم پست بودم ، تن به این نوع کثافت کاریها نداده و هیچ کس رو بدون میل باطنیش تصاحب نکرده بودم.
دو مرتبه داد زدم:
-این یک توطئه ست! یک مدل اخاذیه! این یک پاپوشه که شهرتم رو لجن مال کنن! میخوان ازم اخاذی کنن.
موبایلمو برداشتم و شماره ی کاوه رو گرفتم.
بوق، بوق، بوق، بوق، بوق، بوق
داد کشیدم:
-بردار لعنتی! هروقت کارت دارن در دسترس نیستی
بعد از چند لحظه معطلی که یک عمر برام گذشت،کاوه جواب داد:
- الو
- الو کاوه! چرا اینقدر گوشیتو دیر بر میداری؟ نمیگی شاید کسی کار واجب باهات داره؟
- امین تویی؟ دستشویی بودم. چی شده؟ اتفاقی افتاده؟
romangram.com | @romangram_com