#پروانه_ی_من_پارت_221
-حالا دیگه به من میگی اشتباه اومدی؟
غش غش می خندم..
-آره بخند..تقصیره من شده که اومدم به توی نامرد سر بزنم اونم تو این گرما.
-خوش اومدی خانـــم..حالا بیا بشین تا یه شربت خنک برات بیارم.
و همان موقع زری خانم از آشپزخانه با لیوان های بلند و پر از شربت بیرون می اید و به یاسی خوش آمد می گوید.
یاسی در حالیکه تشکر میکند مانتو و شالش را در می اورد و می گوید:واقعا که بیرون گرمه..آدم نمی تونه دوام بیاره توی این هوای گرم و شرجی!
-حالا شربتت رو بخور تا خنک بشی...شربت سکنجبینه...خود زری خانم درست کرده!بخور ببین چه خوشمزست!
زری خانم با گفتن،نوش جان به آشپزخانه بر می گردد و ما را تنها می گذارد.
* * *
-خلاصه که دیشب اینقدر بد خوابیدیم که حد نداشت.جات خالی بود.
یاسی با چشم هایی درشت شده نگاهم می کرد.
-یعنی کی بوده نصفه شبی؟!عجب ادمای ولگردی پیدا میشن...مردم آزار!
romangram.com | @romangram_com