#پارلا_پارت_377
احتمالا از رنگ و روی من متوجه شده بود که حالم خراب است. با صدای لرزانی گفتم:
من باعث شدم... باعث شدم... .
سیاوش با لحن محکمی گفت:
باعث شدی که زنده بمونه... .
با تعجب نگاهش کردم. سیاوش سر تکان داد و گفت:
امکان نداشت سعید بذاره پای ساقی به اون طرف مرز برسه... برای همین مسلما می کشتش... اگه تا اون موقع نگهش داشتن برای این بود که تو ساکت بمونی... اگه اون کار رو نمی کردی معلوم نبود ساقی چه سرنوشتی پیدا کنه... خودت و سرزنش نکن... تو کار درستی کردی.
حالم بهتر شده بود... نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم دلم را به حرف های سیاوش خوش کنم. سکوت بینمان آزاردهنده بود و احساس می کردم که بی خودی آن جا ایستاده ام. سیاوش فقط به شومینه نگاه می کرد و مثل همیشه خشک و جدی به نظر می رسید. خواستم بگویم که (( دیگه مزاحمت نمی شم... فعلا خداحافظ)) و بروم که او به سمت من چرخید و گفت:
علیرضا راست می گفت؟... یا داشت شلوغش می کرد؟
از تعجب چشم هایم چهار تا شد... بالاخره داشت بحث را به این سمت می کشاند... باید چی می گفتم؟ می گفتم که آره؟ از سیاوش بعید نبود که ضایعم کند. دوست نداشتم احساساتم را رو کنم و بعد سنگ روی یخ بشوم. قلبم در دهانم بود. سیاوش زل زده بود به دهان من... باید چی می گفتم؟ باید جواب مردی که مشخص نبود رفتارها و عکس العمل هایش از روی احساس است یا تعهد را چه می دادم؟
سیاوش ابرو بالا انداخت و با خوش رویی گفت:
مثل این که تا عصبانی نشی چیزی رو روی نمی کنی!
یک طورهایی حق با او بود. سرم را بلند کردم. از خودم متنفر بودم که نمی توانستم با او راحت صحبت کنم. از خودم بدم می آمد که همیشه در برابرش ضعیف می شدم... گفتم:
برای کسی که فقط به خاطر تعهد حمایتم می کنه چه فرقی می کنه که احساسم بهش چی باشه؟
صورت سیاوش بازتر شد... گفت:
تعهد؟ چرا فکر می کنی من متعهدم؟
شانه بالا انداختم و گفتم:
نمی دونم... .
کمی فکر کردم. همه ی کارهای سیاوش جلوی چشمم آمد. واقعا در وصف همه ی کارهایی که کرده بود می شد واژه ی تعهد را به کار برد... گفتم:
متعهدی به خاطر این که... دیگه قرار نیست با شهرزاد نامزد بشی ولی هنوز با خانواده ش رفت و آمد داری... هنوز با شهرام دوستی. به خاطر این که من و وارد این ماجرا کردی و تا آخر سعی کردی محافظت کنی ازم... به خاطر این که وقتی منیرخانوم علیرضا رو سپرد دستت هر کاری کردی تا تعهدت به این حرف رو زیر پا نذاری.
سیاوش لبخند زد و گفت:
romangram.com | @romangram_com