#پارلا_پارت_127


با تعجب به سیاوش نگاه کردم. پرسیدم:

چی؟

سیاوش چیزی نگفت. سریع جبهه گرفتم و گفتم:

علیرضا دوست پسر من نیست.

سیاوش پوزخندی زد و گفت:

پس حتما می ری خونه ش که ناخون هاش و فرنچ کنی. آره؟

اخم کردم و گفتم:

به تو مربوط نیست.

سیاوش سر تکان داد و گفت:

خیلی خوب یادم می یاد که شهرزاد هم همین حرف رو بهم زد.

قلبم در سینه فرو ریخت. یک لحظه ترس برم داشت... سیاوش از چی حرف می زد؟ لرزش دست هایم را کنترل کردم و گفتم:

چی داری می گی؟

سیاوش گفت:

دو سال پیش شهرزاد با علیرضا دوست شد. نتیجه ی دوستیشون همینیه که داری می بینی... برای همین شهرزاد فلج شد و قدرت تکلمش رو از دست داد. می خوای بشنوی یا می خوای بپری وسط حرفم؟

آب دهانم را قورت دادم. قلبم محکم در سینه می زد. چیزی نگفتم. از شدت تعجب فکم قفل شده بود. سیاوش نگاهش را به رویش دوخت و گفت:

فکر می کنم اولین بار این اتفاق برای طاهره افتاد... هیچکس خبردار نشد... هیچکس نفهمید... فقط یکی از دوست های طاهره اومد و به یکی از همکارام در مورد این موضوع خبر داد... از شک و تردیدهایش در مورد دوست پسر طاهره گفت... پسری به اسم علیرضا... ولی طاهره نخواست که بهش کمک کنیم... ما فهمیده بودیم که یه اتفاق شومی افتاده ولی طاهره همکاری نکرد... من حرف دوست طاهره رو خیلی جدی گرفته بودم. خیلی دنبال علیرضا گشتم و عاقبت پیداش کردم. یه مدت طولانی زیر نظر گرفتمش ولی اون دست از پا خطا نمی کرد... درست زمانی که داشتم از تنها سرنخم ناامید می شدم سر و کله ی رعنا پیدا شد... خیلی دیر تونستم خودم و بهش برسونم... این بار هم کار از کار گذشته بود ولی دیگه می دونستم که علیرضا یه جای کارش می لنگه... در مورد شهرزاد خیلی تلاش کردم. با برادرش دوست شدم. یادش به خیر! اصلا اهل ورزش و اینا نبودم ولی برای این که شانس دوست شدنم با شهرام رو بالا ببرم می رفتم همون استخری که شهرام یه روز در میون می رفت. رابطه ی دوستیم رو خیلی با شهرام محکم کردم. پام که به خونه شون باز شد فکر کردم که دیگه کار تمومه و می تونم جلوی شهرزاد رو بگیرم... ولی... شهرزاد حرف هام رو باور نکرد.

سیاوش آهی کشید و ادامه داد:

ولی بعدش حاضر شد باهام همکاری کنه... قبل از این که موفق بشه بهمون کمک کنه تصادف کرد و همه ی امیدم رو به باد داد.

سیاوش سکوت کرد. من با سوء ظن نگاهش کردم و گفتم:

من هنوز متوجه نشدم که ماجرا چیه.

romangram.com | @romangram_com