#پارلا_پارت_126


پرسیدم:

من و برای چی در نظر گرفتی؟

سیاوش گفت:

برای این که کمکم کنی.

با تعجب گفتم:

من؟ من هیچ استعداد خاصی ندارم. من فقط یه آرایشگرم.

سیاوش گفت:

کاری که ازت می خوام نیاز به هیچ استعداد خاصی نداره.

گفتم:

چرا من؟

سیاوش سر تکان داد و گفت:

این من نیستم که تو رو انتخاب کرده... اون تو رو انتخاب کرده. برای همین فقط تویی که می تونی کمک کنی.

سر تکان دادم و گفتم:

به اندازه کافی ماجرا رو کش دادی. موضوع چیه؟ شهرزاد چه ربطی به من داره؟ من چی کار باید بکنم؟ می شه بدون جزئیات بگی.

سیاوش گفت:

به محض این که بفهمی ماجرا چیه جزئیاتش رو هم می خوای.

شانه بالا انداختم و گفتم:

بعید می دونم. من وقتی ندارم که برای ماجراهای پلیسی تو بذارم... علاقه ای هم ندارم.

سیاوش همان نگاه سردش را بهم دوخت و گفت:

ماجرا در مورد دوست پسرته... علیرضا!

romangram.com | @romangram_com