#پرستار_عاشق_پارت_99

و فحشم داد ، باز دوباره به طرفش رفتم و به دیوار چسبوندمش ، بدتر از قبل سرش فریاد کشیدم
من : اگه همین الان نگی چه غلطی کردی جنازه هردوتون از اینجا میره بیرون من دیگه چیزی
برای باختن ندارم بس میدونی که اینکارو میکنم زود باش حرف بزن دِ لعنتی میگم بگو
بابک که حالا تازه داشت به خودش میومد ، با دماغی که داشت ازش خون میچکید بلند شد ،
ترسیده به طرفم اومد و با لحنی که شبیه تمنا کردن بود گفت
بابک : کامیار خواهش میکنم من همه چی رو بهت توضیح میدم فقط ولش کن داداش به حرمت
همون رفاقتمون ولش کن !
من : از کدوم رفاقت دَم میزنی بابک همون رفاقتی که با ازدواج کردنت با عشق قبلیه رفیقت تموم
شد ؟ داری به من درس حرمت یاد میدی ؟ نه داداش نمیخواد من حرمت بلدم که ،با همین
خیانتت باز بهت میگم داداش من اونقدر، رفاقت حالیمه که وقتی فهمیدم با عشق قبلیم داری
ازدواج میکنی نگفتم چرا گفتم خوشبخت بشی برادر !
تو چشماش شرمندگی میدیدم اما حرفی برای گفتن نداشت اونقدر کوچیک شده بود که
نمیتونست جوابم رو بده فقط بار دیگه با خواهش گفت
بابک : باشه من پست من خیانتکار اما التماست میکنم ولش کن و به حرفام گوش بده
نمیدونم چرا اما لحن گفتنش باعث شد ، دستم رو از گلوی غزاله بردارم ، عقب کشیدم و به غزاله
ای زل زدم که روی زمین سُر خورد و داشت سرفه میکرد تا بتونه دوباره مرتب نفس بکشه ، بابک
به طرفش اومد و با عشق بغلش کرد ، اما غزاله پسش زد و اجازه ای بهش نداد! پوزخندی زدم و
به بابک که با ناراحتی عقب گرد کرد نگاه کردم ، فکر کنم غزاله با احساسات اونم داشت بازی
میکرد ؛ خسته از این فضا رو به بابک طلبکارانه گفتم
من : زود باش ولش کردم دیگه حالا همه چی رو بگو !
از جاش بلند شد و کنار پنجره ایستاد ، با صدایی خش دار و لرزون شروع کرد به گفتن
بابک : همه چی از اونجایی شروع شد که ، وقتی به ایران برگشتی و اومدم دیدنت تو به من خیانت
غزاله رو تعریف کردی و گفتی که جدا شدین ، من که از قبل به غزاله علاقه داشتم باید اعتراف
کنم که ، خیلی خوشحال شدم چون حالا شانس داشتم با غزاله باشم! چند مدت گذشت تا من
متوجه علاقت به نسترن شدم و این فکر رو کردم که ،حالا که عاشق نسترنی دیگه غزاله برات
حتما تموم شده و اینطور شد که ، به هر طریقی به غزاله دسترسی پیدا کردم و بهش از علاقم
گفتم ، اونم از احساس تو به نسترن خبر داشت و دنبال تلافی میگشت و من فرصت این تلافی رو

romangram.com | @romangram_com