#پرستار_عاشق_پارت_83

سریع به دنبالش رفتم و دستش رو گرفتم ، چشمای بارونیش رو به چشام دوخت و با بغض گفت
کامیار : این اهنگی که الان پخش شد اهنگ من و غزاله بود یعنی همیشه با غزاله اینو گوش
میدادیم اما حالا اون داره با یه مرد دیگه با اون اهنگ میرقصه
و با بغض بیشتری ادامه داد
_بنـدبنــدِ وجـــودم بـــه لـــرزه درمــــی آیـد
وقــــتی تـــصور میکنم عشقـــم
"عزیزم” هــآیش رآ در گـــوش دیگـــری زمزمـ ه می کـند .
و قطره ای اشک با گفتن این جمله از چشمش چکید !
من : میدونم برات سخته اما به این فکر کن که تو به هردوی اونا عشق ورزیدی اما اونا ارزشش رو
نفهمیدن
_ما میتونیم خیلی چیزها به آدمهای اطرافمون هدیه کنیم مثل عشق ، لذت ، محبت .... اما لیاقت
داشتن اینارو ما نمیتونیم بهشون بدیم !
"کـامیـار "
روزهـــا … ماه هــا … سال هــا خواهــــد گذشــــت …
و مــــن تــــو را خواهــــم بخشیــــد …
امــــا تــــو …!خــــودت رو بابـــت تمــام” نامردی هایــــت "خواهــی بخشیــــد …..؟ !
کاش میتونستم زمان رو به عقب برگردونم و عاشق غزاله نمیشدم ، زندگی با بی رحمی داشت به
دره ای از ناامیدی و شکست هولم میداد ، دره ای پر از پوچی و من هنوزم هم ، با سماجت داشتم
تو اون دره دست و پا میزدم تا ، کسی دستم رو بگیره و من رو از اونجا بالا بکشه !
نسترن همراه با من اشک میریخت و التماسم میکرد
نسترن : کامیار توروخدا بسه ارزشش رو نداره نکن اینکارو با خودت
من : نمیتونی درکم کنی نسترن نمیتونی بس بیخودی خودتو خسته نکن !
نسترن : کامیار بیا از اینجا بریم تو حالت خوب نیس
خنده ی عصبی کردم و با فریاد بهش گفتم
من : انتظار داری حالم خوب باشه وقتی شخصی که یه زمانی عاشقش بودم با بهترین دوستم داره
ازدواج میکنه
نسترن : بس اگه عاشقش بودی چرا ترکش کردی چرا اشتباهش رو نبخشیدی؟ چرا از من برای

romangram.com | @romangram_com