#پرستار_عاشق_پارت_109
من : نمیخوام گوش بدم برو
اونقدر با قاطعیت این حرف رو زدم که ، نگاهی غم انگیز و سرد بهم انداخت و عقب گرد کرد ؛
همه ی بیمارستان به ما زل زده بودن ! بغضم رو قورت دادم و بدون توجه به ، صدا زدنای دکتر
شایانمهر به داخل بخش رفتم ، برام سخت بود که این حرف هارو به کامیار بزنم ، اما اونقدر نسبت
بهش بی اعتماد شده بودم که ، دیگه نمیخواستم دروغ هاش و دلیل های مسخره اش رو گوش
بدم ! تو این رابطه همش من باختم ، همش من گریه کردم ، همش من تحقیر شدم و در آخر باز
من بودم که شکستم و تنها موندم . دیگه تحمل نگه داشتن بغضم رو نداشتم ، سریع به سمت
سرویس بهداشتی دویدم و به اشکام اجازه ی باریدن دادم ، همیشه تو اوج اعتماد ،انسان بی
اعتماد میشه همیشه، وقتی فکر میکنی خیلی عاشقی و عاشقته از هم سرد میشین، اصل سرنوشت
همینه ، همیشه بدترین چیز ها تو اوج خوشبختی و بهترین زمان زندگیت اتفاق میوفته ! گاهی ما
آدم ها فکر میکنیم، همه چیز به همین روال میگذره و مثل افسانه و قصه ها زندگی و کار هامون
پایان خوشی خواهند داشت ، غافل از اینکه قصه ها و افسانه ها ، به دست خود انسان و با خیالات
اون نوشته شده ، از اسمش معلومه همش خیالاته و از آرزوهای ما انسان ها آخر این قصه ، فقط
یه خیال باقی میمونه و بس . !
با هق هق به سمت شیر آب حرکت کردم ، بغضم رو قورت دادم و آبی به صورتم زدم ، باید محکم
باشم ، باید به خودم بیام و به زندگیم ادامه بدم ، تو آیینه به خودم خیره شدم و زیر لب زمزمه
کردم : بهت قول میدم کامیار دویران ، دیگه هیچوقت این دل بخاطر تو نمیشکنه ، دیگه هیچوقت
اجازه نمیدم این اشک ها بخاطر تو از چشمم بریزن ،دیگه هیچوقت نمیزارم غرورم رو بشکنی ،
هرگز نمیبخشمت اینو بهت قول میدم ؛ صورتم رو خشک کردم و از سرویس بهداشتی بیرون
اومدم ، رویا به محض دیدنم ،بدو بدو به سمتم اومد و در حالی که نفس نفس میزد گفت
رویا : نسترن دکتر رحیم پور باهات کار داره ، بهم گفت که وقتی دیدمت بگم بری پیشش
من : باشه مرسی الان میرم
وقتی دوباره برگشتم به سرکار ، با رویا آشنا شدم و دوستای خوبی برای هم شدیم ، از همکارام
شنیدم که ، سما ازدواج کرده و به شهر دیگه ای رفته ، بس بگو بخاطر همون نمیتونستم بهش
دسترسی پیدا کنم ! از فکر بیرون اومدم و با عجله به سمت اتاق دکتر رحیم پور حرکت کردم ؛
تقه ای به در زدم و با شنیدن صدای ، ( بفرمایید ) وارد اتاق شدم
من : سلام دکتر
romangram.com | @romangram_com