#پرستار_من_پارت_136
_«دیشب کجا بودی یگانه؟!»
دستم رو انداختم و لیوان آب رو گذاشتم تو سینی... نفسم رو مثل آه بیرون فرستادم... نخیر ایشون فقط مرض اعتیاد دارن... فراموشی رو بی خیال شدن! با یه کم مکث گفتم:_«رفته بودم پیش شیوا... با هم قرار داشتیم...»
_«شیوا؟!!!!!!»
یهو لب گزیدم... خاک تو مخ بی مصرفت یگانه... می دونی چقدره که اونو ندیده؟!؟ از قیافش معلوم بود شوکه شده... دارم می بینم تو فکره حتما داره خاطراتشو... وای نه خاطراتش که خیلی بده نباید یادش بیاد. زود با من من کردن گفتم:_«شیوا دوست دانشگاهیمه. امشب شب تولدش بود و با بچه ها تو کافی شاپ قرار داشتن و منو هم دعوت کردن. اگه نمی رفتم ناراحت می شد. مجبور شدم برم.»
مشکوک نگام می کرد... خدایا من رو صد هزار مرتبه ببخش که انقدر دروغ گوئم. فعلا نمی شه توضیح راست و حسینی بدم !
گفتم:_«بابا کلانتری که نیست انقد بازرسی می کنی! غذاتو بخور...»
بدون هیچ حرفی داروهاشو ازم گرفت و خورد و بعدم صبحانش رو... نخورد! باورتون می شه. چشم دوخته بود به دستای من! نمی دونم چرا یهو دلم قیلی ویلی رفت... با چشم با هم حرف می زدیم... انگار داشت ادای آدمای فلج رو در می آورد و مطمئن بودم می تونه دیگه خودش غذا بخوره... دست بردم و یه قاشق سوپ آوردم نزدیکش اما نه برای بردن تو دهنش می خواستم خودش بگیره... منتظر قاشق رو جلوش نگه داشته بودم. مردمک چشماش می لرزید... همون موقع سرشو جلو آورد و قاشق رو دهنش برد... سوپای توی قاشق رو خورد... بدون اینکه دست به قاشق بگیره! این یعنی تو بهم غذا بده! پررووووووووو... نوکرشم شدما... تا باشه ازاین نوکریا... نوکرشم هستم! کم کم خودم بهش غذا دادم. یه کم دستام می لرزید. زیر نگاهاش داشتم ذوب می شدم. انگار فهمید حالم خوش نیست می خواست از دست خودش نجاتم بده گفت:_«نمی خوام دیگه ببرشون...»
سرم رو تکون دادم و سینی رو برداشتم و رفتم بیرون. هنوزم نمی دونستم دروغمو باور کرده یا نه!!!!!!
*****
"امروزه ما به اعتياد به عنوان يك بيماري نگاه مي كنيم. از نظر ما اعتياد بيماري قابل درماني است كه نياز به شناخت دقيق ريشه هاي آن دارد... اعتياد بيماري است كه در شخصيت، افكار و باورهاي فرد معتاد وجود دارد و با گذشت زمان آن را به اطرافيان و وابستگان خود انتقال مي دهد.
براي مثال همسران و يا خانواده های معتادين پس از مدتي زندگي در كنار فرد معتاد مبتلا به مشكلاتي نظير افسردگي، بي تفاوتي، استرس و... مي شوند. طبعا با شروع درمان فرد معتاد، خانواده نيز بايد تحت درمان قرار گيرند تا هم بستر بهبودي معتاد بهتر فراهم گردد و هم مشكلات خانواده ها مرتفع شود. اولين گام براي درمان خانواده ی فرد معتاد ترك فيزيكي فرد معتاد مي باشد زيرا با اين امر بسياري از درگيري هاي فكري خانواده از بين مي رود و آرامش نسبي در محيط حكم فرما مي گردد... اكثر مشاهده شده كه خانواده ی معتاد بارها اقدام به ترك دادن فرد معتاد كرده اند ولي به دفعات شكست خورده اند و دچار نوعي شك و ترديد نسبت به بهبودي معتاد شده اند. اگر از روش درمان صحيح و مناسبي استفاده گردد با تمام پيچيدگي مشكل اعتياد قابل درمان است... پس خانواده ها بايد قبول كنند كه روش هاي درماني گذشته صحيح نبوده و يا خانواده بستر مناسب درمان را فراهم نكرده است... پس خانواده ها مي بايست كه يك سري از مسائل قابل تعليم را در محيط محل سكونت رعايت كنند... در گام بعدي لازم است كه خانواده معتاد و يا فردي كه كه با او زندگي مي كند جهت روانكاوي و درمان به مشاورين مجرب مراجعه كرده و تحت درمان قرار گيرد تا مشكلاتي را كه فرد معتاد به او انتقال داده را رفع نمايد... به عقیده برخی كارشناسان، اعتیاد یك بیماری است و از وابستگی شدید روحی و جسمانی فرد بیمار (معتاد) به مواد مخدر حكایت می کند. پژوهشگران، یكی از مهمترین علل اعتیاد را بیكاری عنوان كرده اند، چنانچه اگر فرد بیكار باشد، دچار فشار اطرافیان می شود كه برای آرامش دست به مصرف مواد مخدر می زند. تصور می كند مواد مخدر منشأ آرامش روحی و روانی او هستند... مواد مخدر به داروهایی اطلاق می شود كه در انسان اعتیاد جسمی و روانی و یا هر دو را پدید می آورد... امروزه بیش از یكصد نوع ماده مخدر در جهان وجود دارد كه پژوهشگران بر اساس دیدگاههای خود آنها را طبقه بندی كرده اند... به طور مثال مخدرهایی كه دستگاه عصبی را تحت تأثیر قرار می دهند و در آغاز احساس نشاط و شادی و سبكی ایجاد می كنند، اما بعد سستی و بی حالی؛ مانند تریاك، هروئین، الكل و قرصهای اكستازی. در زمینه مقابله و درمان معتادان به این نوع مواد مخدر پژوهشهای زیادی انجام گرفته است ولی دو روش برای درمان مورد اتفاق نظر است... یك روش معطوف به جنبه جسمانی است و در روش دوم باید معتاد از لحاظ روانی ترك داده شود... در درمان جسمانی با ساختار سلولی انسان سر و كار است و فعالیت بدن تحت تأثیر قرار می گیرد... برای درمان جسمانی، راهبردهایی از قبیل درمان پزشكی و دارویی از یك طرف و ورزش درمانی از طرف دیگر وجود دارد. مرحله روان درمانی فرآیند پویایی است كه بدان وسیله به تعدیل كژرفتاری یا درمان اختلالات وغیره اقدام می كند و برای افزایش كارآمدی فرد است. از جمله عوامل مهمی كه در روان درمانی معتاد مؤثر است، رفع وابستگی روانی است..."
برگه ها رو انداختم رو تخت و به سر و گردنم یه تکون دادم... از صبح تا شب می نشستم اینا رو خوندن. به فکر درسام نبودم، اما این اطلاعات از درسام مهم تر شده بود... حالا من یه هفته دیگه امتحان های ترمم شروع می شد! دکتر شهاب شب قبل باز اومد بهش سر زد. اتفاقا همون موقع هم شهاب داشت از درد نعره می زد... بهش مسکن زد. یه مسکن خیلی قوی که خوابش برد و تا امروز ظهر هنوز خواب بود. قراره تا بعد از ظهر شهاب رو ببریم توی کمپ مورد نظر. دکتر می گفت ازهمه لحاظ در مورد اون کمپ و نحوه ی فعالیت هاش تحیقیق کرده. مطمئن بود اون کمپ شهاب رو خوب می کنه... من هنوزم تردید داشتم. نه برای ترک شهاب برای خوب بودن سازمان ترک اعتیاد!
همه ی خبرها رو برای مامان و بابای شهاب می دادم گاهی زجر کشیدناش رو سانسور می کردم تا بیشتر از ترک دادنش خوشحال بشن !
صدای اف اف باعث شد از هرچی فکره بپرم بیرون... سریع از اتاق زدم بیرون و بدون این که اف اف رو جواب بدم درو باز کردم... دلم مثل سیر و سرکه می جوشید... نفسامم که تند تند می زد... خدا خدا می کردم که همونی باشه که می خوام. در ورودی سالن باز شد و سهند اومد تو...با ترس چشم دوخته بودم بهش...تو دستاش همونی بود که یا جونمو می گرفت یا ممکن بود تا چند ثانیه دیگه بهم جون بده...
_«سلام...»
آب دهنم و قورت دادم و با سر جواب دادم... گفتم:_«مثبت یا...»
romangram.com | @romangram_com