#پانتومیم_پارت_97
چرا من رو نبوسید!؟
من چی دارم میگم!زده به سرم کلا.
پشت سر ارام وارد اتاق شدم و آرام نشست رو تخت و دستاش رو
رو صورتش گرفته بود.
-آرام!
از لابه لای دستاش صداش رو شنیدم:
-آیلین دارم از خجالت میمیرم، بیا برگردیم تهران حالم داره از خودم به هم میخوره.
خدایا من رو ببخش خدا غلط کردم خدایا توبه
زدم زیر خنده و گفتم:
-آروم باش
دستاش رو از رو صورتش برداشت و سرخ شده گفت:
-چرا من رو بوسید؟منتظر داشتم نگاش می کردم ببینم که میبوستت یهو خم شد گردنم رو گرفت من رو بوس کرد.وای...حالم بد شد.
پشت دستش روکشید رو لبش و حرصی گفت:
-کاش نمی اومدیم من دیگه از این اتاق نمیام بیرون.
با حرص گفتم:
-بازی بود دیگه فردا همه چیز رو فراموش می کنن اگه بخوان هی یاد اوری کنن تا اخر عمر باید زاییدن گاوی شکل امید رو مسخره کنن.
اون امیرم خیلی گاوه منظور امید بوس آشتی بود
ن که بیاد لب...
آرام مضطرب گفت:
-وای راجبش حرف نزن...الان حالم ب...
هم زمان با این حرفش عق زد و دویید سمت سرویس.
در رو پشت سرش بست و خشک شده رفتم جلو زدم به در و آروم گفتم:
-آرام...خوبی؟بابا چرا مثل فیلم ایرانیا رفتار میکنی
انگار با گرده افشانیه همین الان حامله شدی.آرام...الاغ
از در فاصله گرفتم و از یه طرف عصبی بودم از یه طرف خندم گرفته بود
بعد چند لحظه از سرویس اومد بیرون.
میدونستم خودش رو به راه میشه زیاد نباید پیگیرش می شدم.
بچه ها شام جوجه تو حیاط درست کردن ولی من و آرام نرفتیم و لباسامون رو عوض کردیم و خوابیدیم.
romangram.com | @romangram_com