#پانتومیم_پارت_90
-شبیه هَمِستری
با بهت جیغ زدم:
-تو ام مثلِ خرسِ گریزلی ای
خیز گرفت سمتم و بچه ها جیغ جیغ کردن و داد زدم:
-من رو هنوز نشناختی...
بلند و با حرص درحالی که سعی میکرد دست سینا و امید رو کنار بزنه داد زد:
-نه اتفاقا از همون اول برام اشنا بودی زود شناختمت، شبیه سَربهناز تو کلاه قرمزی ای
جیغ زدم و به دستای نیایش چنگ زدم تا بره کنار و گفتم:
-تو ام اون خرِ تو شِرِکی،
الاغیهو داد زد:
-میام دهنت رو با دستم میدوزم ببند...هر...
سینا دستش رو، رو دهن امیر گذاشت و پسرا امیر رو که با نگاهش داشت من رو تیکه پاره می کرد رو بردنش سمت ویلا به زور.
نفس نفس زنون بهش نگاه کردم و دخترا ولم کردن و باحرص جیغی زدم و داد زدم:
-آشغالِ عوضی
آرام با نگرانی گفت:
-ولش کن پسره رو،از حرص کبود شدی
از سرتاپام آب میچکید
خیس خیس بودم!
خدا لعنتت کنه.اه
نفس عمیقی کشیدم و به کمک آرام و نیایش رفتیم داخل ویلا خبری از امیر نبود
خیسی پارکتا نشون میداد داخلِ ویلاست اما رفته اتاقش
مستقیم رفتم حموم و آرام برام لباس گذاشت و زیر دوش آب که ایستادم و کف دستم رو محکم کوبیدم به دیوار
حالیت می کنم...عوضی
چند تا فحش منکراتی ام دادم تا تخلیه بشم و از حموم که اومدم بیرون لباسام رو پوشیدم و خیلی شیک به خودم رسیدم.
چشمام کمی سرخ بود که نمیشد کاریش کرد.
خودمم به آب حساسیت داشتم.
بیخیال از اتاق خارج شدم و آرام با نگرانی از انتهای راه رو به سمتم اومد و آروم گفت:
-آیلین شَر درست نکنیا،هرچی گفت جوابش رو نده
romangram.com | @romangram_com