#پانتومیم_پارت_87
-هی!
برگشت و ابروش رو به تمسخر بالا انداخت
با سری بالا به سمتم اومد و روبه روم ایستاد.
-هوم؟
با حرص گفتم:
-دخترای نُنُر و لوس دل و جرعت دارن؟
نیشخند زد و گفت:
-نه ترسو ان
با پوزخند گفتم:
-پس میخوام یه وَجه جدید از اون روی سگِ یه دختر نُنُر لوس رو نشونت بدم.
با چشمای ریز شده نگاهم کرد که یهو دستام رو بروم بالا و کوبیدم به سینش که تعادلش رو از دست داد و مستقیم افتاد تو استخر...
یهو و بدون فکر این کار رو انجام دادم و رسما خشکم زده بود.
از زیر آب اومد بیرون و نفس عمیقی کشید و به موهای خیسش چنگ زد و فوری نفس نفس زنون رفت زیر آب،
با بهت نگاهش می کردم که دوباره اومد روی آب و دستش یه گوشی لمسی بود.
با همون گوشی اومد بیرون از استخر و کمی از استخر فاصله گرفتم اصلا حواسش به من نبود.
موهاش رو چنگ زد و به گوشی خیسش زل زد.
از همون دور معلوم بود سام سونگِ...
و سام سونگ بیفته تو آب میسوزه دیگه!
آیفون زدِ آب که نیست
انگار فهمید گوشیش سوخته که همون طوری با سر پایین یهو قرینه چشماش رو بلند کرد و سفیدی چشماش کاملا سرخ بود، معلوم بود به آب حساسه...شایدم از عصبانیته!
من چرا وایسادم نگاهش می کنم؟
پاهام به زمین چسبیده بود و حتی قدرت پلک زدنم نداشتم.
در حال بلند شدن با لبخند آروم گفت:
-آیلین...آیلین...
خشک شده نگاهش می کردم که کامل ایستاد و زل زده به چشمام با همون لبخند و چشمای گرد کرده اش گوشیش رو انداخت تو استخر و بعد چند ثانیه آروم گفت:
-می کشمت
بهت زده نگاهش کردم که با دوییدنش به سمتم جیغ فرابنفشی کشیدم و دوییدم سمت ویلا.
ولی دستاش دور کمرم قفل شد و من رو با قدرت کشید عقب جوری که پاهام از زمین فاصله گرفتن و دیگه حتی نوک انگشتامم به زمین نمیرسید.
-ولم کن...ولم کن...کمک
romangram.com | @romangram_com