#پانتومیم_پارت_85
امیرم پوزخند زد و سینا گفت:
-یکی دو نفر دیگه موندن که توراهن
سر تکون دادم و آرام، آروم و خجالتی گفت:
-دخترا کجا می خوابن؟
تا این رو گفت فکر کنم جون داد چون دو بار سرخ و سفید شد!
عقیل گفت:
-طبقه بالا پایینم پسرا.
سرتکون دادم و هم زمان با آرام رفتیم سمت پله ها
تو پیچ پله ها صدای امید رو شنیدم:
-حالا چه جوری هی دوقلو هارو تشخیص بدیم؟
لبخند زدم که صدای امیر باعث شد خشکم بزنه:
-اونی ک خجالتی و خانومه آرامِ
اون لوس نُنُره که شالش همش میوفته آیلین
لبم رو گزیدم و از لای نرده ها پایین رو نگاه کردم.
پسرا خندیدن و سینا گفت:
-آیلین کجاش لوسه!هممون رو یه جا قورت میده
امیر خودش رو انداخت رو کاناپه و گفت:
-کسی که هر بیست و پنج ثانیه میره رژلبش رو دوباره میزنه و بیست و پنج دست لباس عوض میکنه برای جلب توجه لوسه!
دندون رو هم سابیدم و هم زمان با آرام رفتم بالا.
اولین اتاق توی راهرو طبقه اول رو برداشتیم و وسایلامون رو گوشه ای گذاشتیم.
یه اتاق کوچیک با دوتا تخت و یه پنجره بزرگ که پشت حیاط ویلارو نشون میداد.
با دیدن استخر گفتم:
-استخر دارن!
آرام گفت:
-خوش به حالشون
سر تکون دادم،به روتختی های ابی رنگ دست کشیدم مثلا اتاق مهمون بود و این قدر خوشگل بود.
با حرص گفتم:
-اتاق مهمون اینا تختاش کل اتاق مارو میخره
بابا بعد ده سال رفت یه دونه تخت خرید اونم
romangram.com | @romangram_com