#پانتومیم_پارت_81

-باشه برو
حرصی با چشم براش خط و نشون کشیدم و اون هول شده برگشت و به امیر زل زد.
بلند داد زدم:
-سینا در ماشین رو باز کن.
برگشت و با نیش شل گفت:
-چه قدر تو خسته ای آخه!یکم انرژی داشته باش.
بی حدصله گفتم:
-بروبابا
خندید و در ۲۰۶ رو باز کرد و رفتم عقب و سینا در رو بست.
هندزفری هام رو به گوشم زدم و سرم و به شیشه تکیه زدم و صدای ریحانا که پخش شد لبخندی زدم و چشمام کم کم سنگین شد و قدرت باز کردنشون رو نداشتم و تو همون حالت خوابم برد.

با بالا و پایین شدن و در اومدن هندزفری از گوشم چشمام رو وحشت زده باز کردم.
تو همون حالت چشمام رو گردوندم
تو ماشین سینا بودم! سینا پشت فرمون آرامم داشت بهش تو لیوان یه بار مصرف چایی میداد
سرم رو برگردوندم و گردنم رو ماساژ دادم و خواب الود دوباره سرم رو، رو بالشت گذاشتم.
چشمام رو بعد چند ثانیه مکث باز کردم.
من که بالشت نداشتم!چشمام رو گردوندم دیدم سرم کامل رو بازوی بزرگ امیرِ و امیرم سرش کج شده و چشماش بسته است و خوابه.
با دهن باز از پایین به چونش زل زدم.
یا ابلفضل من چرا سرم رو بازوی اینه؟
این چرا تو این ماشینه؟آرام براچی رفته جلو؟
اومدم سرم رو بردارم دیدم دو تا قطره بزرگ از آب دهنم ریخته رو بازوش درست اندازش اندازه شصتم بود و روی آستینای بولیز سرمه ایش دیده میشد، با دهن باز نگاهش کردم خدایا الان بیدار میشه میبینه آبروم میره
خاک برسرم یه بار نمیتونم دهن باز و گاراجم رو ببندم.
زود ازش فاصله گرفتم و حواس ارام و سینا به جلو بود و صدای موزیکم بالا بود.
شالم رو که دور گردنم افتاده بود برداشتم و با گوشه اش روی آستینش کشیدم.
یکم بیشتر خم شدم و با انگشتم نوک شال رو گرفتم و بازم کشیدم رو آستینش،تف نیست که
اسیدهِ چرا نمیره
یهو ماشین رفت روی دست انداز بلند و چون سینا مثل گاو میروند یه نیم متر پریدم و با ارنج رفتم تو شکم امیر و چشماش سریع باز شد و دوتا مچ دستام رو گرفت و من رو کشید سمت خودش
وحشت زده با چشمای گرد نگاهش کردم.
نگاه سرخش رو به چشمام دوخت و چشماش از زور خواب خمار شده و موهاش به هم ریخته بود.
نگاهش رو از چشمام گرفت و به شالم که بند انگشتم کرده بودمش زل زد،با چشمای ریز شده نگاهش رو کشوند سمت بازوش و اون دو تا رَدِ گرد رو روی بازوش دید و همون طوری با سرِ پایین یهو قرینه چشماش رو گردوند و سیخ چشمای براقش و به چشمام دوخت یهویی نگاه کردنش باعث شد قلبم بیاد تو دهنم

romangram.com | @romangram_com