#پانتومیم_پارت_378

دو تا از مردا به سمت ماشینا رفتن و مهراد صداش رو صاف کرد:
-اون قدرا عاشق آیلین نبودم...نه این جور که بوش میاد اندازه تو...خوشگل تراش واسم ریخته اما آیلین رو میخواستم...خاص بود...از یه طرف پس میزد از یه طرف پیش می کشید...لوند بود
دوسش دارم...
ابروهاش رو در هم کشید:
-نمیخواستم با لو دادنتون خواهرش بمیره،تقصیر من نبود اتفاق بود خیلی خودخوری کردم خیلی داغون شدم و متاسفم
سرش رو بلند کرد و هم زمان مردا علی و سورن رو از ماشینا دست و دهن بسته پیاده کردن و امیر ابروهاش در هم‌گره خورد
-اما تو...تو تنها چیزی که خودم واسش تلاش کردم رو از چنگم گرفتی...مثل بازی شده بود برام
آیلین میدوید من میدویدم...از بچگی هرچی خواستم داشتم...بقیه واسم جورش میکردن میذاشتن جلوم این یکی رو خودم براش وقت گذاشتم...اما تو گند زدی
امیر با انگشت شصت و اشاره گوشه لبش رو کشید و کلافه گفت:
-چه قدر حرف میرنی!
چشماش رو ریز کرد:
-خسته شدم خلاصه کن که زود تر دماغت رو بشکونم
مهراد نیشخند زد و گفت:
-من دیگه نمیتونم آیلین رو داشته باشم...اما نمیزارمم تویی که من رو تمام این چند ماه آلت دستت کردی و بازی دادی راحت قسر در بری
بری اون ور!
امیر نگاهی به علی و سورن که خشمگین تقلا میکردن دستاشونو باز کنن نگاهی انداخت و گفت:
-تموم شد؟
مهراد با پوزخند گفت:
-آر...
اما هنوز جملش تموم نشده بود امیر خیز گرفت و با سر کوبید تو صورتش

مهراد به عقب پرت شد و بینیش رو گرفت و دادی زد و مردا به سمت امیر خیز گرفتن و تونست چند نفره اول رو بزنه اما چند نفری گرفتنش و مهراد با غیض دستش رو از روی بینیش برداشت و راست ایستاد و به سمتش حمله کرد و مشتش و رو گونه امیر فرود اورد.
امیر سر کج شدش رو برگردوند و با خنده گفت:
-دستت مثل دخترا نرمه...چه ظریف!
مهراد عصبی دادی زد و یقه امیر رو گرفت و پرتش کرد سمت سورن و امیر افتاد و سعی کرد از روی سورن بلند بشه که آدمای مهراد بلندش کردن و دوباره گرفتنش و مهراد دوباره به سمتش رفت و این بار مشتش رو تو شکم امیر فرود اورد.
امیر خم شد و با صدایی که به زور بلند میشد نفس نفس زنون گفت:
-داری بهتر میشی خانومی
عصبی با زانو دوباره به شکمش کوبید و همگی دورشون حلقه زده بودن و چند نفری امیر رو گرفته و دو نفر پشت مهراد ایستاده بودن
امیر خون توی دهنش رو بالا اورد و با خنده گفت:
-آ..آفرین داری از زور دختر به پسر ۱۵ ساله ارتقا پیدا میکنی

romangram.com | @romangram_com