#پانتومیم_پارت_352

سرش رو خم کرد و با دیدن ما گلدونی که داشت با دستمال تمیز می کرد از دستش افتاد و آرام با بغض گفت:
-مامان
اما مامان با سرعت به سمت من اومد و بغلم کرد
فکر می کرد من تمام این مدت نبودم! آیلینش نبوده!
آرامم آروم اومد بغلمون کرد و من جاخالی دادم و بغضم رو قورت دادم و حالا فقط آرام تو آغوش مامان متعجب مونده بود
بابا با غیض گفت:
-تحویل بگیر خانوم...تحویل بگیر دوقلو هات رو
مامان متعجب گفت:
-چیشده!
معین از اتاقش اومد بیرون و با تعجب نگاهمون می کرد و بهت زده گفت:
-آبجی آرام!
بابا دو دکمه اول پیراهنش رو باز کرد و یهو نعره زد:
-آرام خانومت تمام مدت ازدواجش با امیر سوری بوده که چی! که بره شب عروسی فرار کنه با اون پسره ی لندهور که یه بار کم مونده بود سرش خودکشی کنه فرار کنه و بره اون ور‌
یهو برگشت و بازوی من رو گرفت و پرتم کرد وسط پذیرایی و داد زد:
-این یکی ام بعد گندی که با دوست پسرش بار اورده تصمیم میگیره جای خواهر فراریش نقش عروس رو بازی کنه و بگه من آرامم بره چند ماه تو خونه ی داماد عوضیمون و حالا ام عاشق معشوق شدن
مامان با دهن باز و چشمای گرد و رنگی که هر لحظه بیشتر می پرید نگاهمون می کرد
آرام خواست به سمتم بیاد تا کمکم کنه بلند بشم که بابا موهاش رو گرفت و آرام جیغی زد و بابا داد زد:
-میری کمکش؟ آره خوب به هم کمک می کنید شما دوتا
هم زمان سیلی محکمی به صورتش زد و اشکام ریخت و آرامم جایی کنارم افتاد زمین و مامان خشک شده فقط نگاهمون می کرد و قطره های اشکش صورتش رو خیس می کردن
یهو نفس نفس زنون موهاش رو کشید و نالید:
-کاش سنگ میزاییدم..‌.این چه ابرو ریزیه
این چه گناهیه...مگه میشه!
هق زدم و بابا با حرص کمربندش رو دراورد و نعره زد:
-زندتون نمیزارم...از سگ پست تر باشم اگه زندتون بزارم
کمر بندش رو به سمتم بالا برد و با فرودش گونه و قسمتی از گردنم آتیش گرفت جوری که حس کردم قلبم
لحظه ای نزد.
آرام جیغ زد و به سمتم اومد و خودش رو پرت کرد روم و ضربه های بعدی به کمر اون می خورد
همه چیز گنگ بود...صداها محو و معین بود که جلوی بابا ایستاده و چندین ضربه و تو گوشی رو به جون خرید و دستاش رو دورمون حلقه کرد و مامان جلوی بابا وایساد و بابا به اجبار ازمون دور شد
سگک کمربند خورده بود به شقیقه ام و همه چی رو تار میدیدم...محو بود...
صدای زنگی که یه سره شده و امیری که داشت در رو میشکست و آخرم موفق شد!

romangram.com | @romangram_com