#پانتومیم_پارت_344


علی با غیض داد زد:
-نگران نباش زنگ زدم صاحابش بیاد خودش دهنت رو سرویس کنه
مهراد در حال تقلا بین دستای پسرا داد زد:
-اتفاقا منم کارش دارم،منم به یکی زنگ زدم بیاد تکلیفمون رو مشخص کنه
نفس نفس زنون داد زدم:
-بسه!
آرام با بغض نالید:
-الان میان میگیرنمون
ترسیده سرم رو چرخوندم از پنجره دیدم دارن با سرعت میان سمتمون
مهراد با پشت دست خون بینیش رو پاک کرد و داد زد:
-آشغال عوضی
-در مقابل فحشای با تربیتت احساس بی تربیتی می کنم واقعا!
ترسیده سرم رو جوری چرخوندم که گردنم رگ به رگ شد!
پری با بهت جیغ زد:
-یا قمر بنی هاشم
جیغش باعث شد سر و صداها بخوابه و علی و مهراد از حالت خیزش برای جوییدن خرخره هم خارج بشن
به چشمای امیر زل زدم و لال شده بودم!
خونسرد و دست به جیب نگاهمون
می کرد
چند تا مرد از حراست و دو تا زن به سمتمون اومدن و اخم کرده با سرعت بینمون قرار گرفتن و مرد داد زد:
-چه خبره این جا؟ کی دعوا کرده؟
امیر خونسرد به مرد زل زد و گفت:
-این اقا مزاحم خانومم و خواهرش شده،دوستمم اتفاقی این جا بود چیزی به خانومم بده که دیده و درگیر شده
اخم کرده غرید:
-این چه محیطیه که تو روز روشن دانشجوها مزاحم هم دانشگاهیشون که از قضا متعهله میشن؟
مرد اخم کرده دستی به کت شلوارش کشید و زن علامت داد بهم مغنعه ام رو سرم کنم و با چشم برام خط و نشون کشید
فوری مغنعه ام رو درست کردم و مرد مسن تر و مو گندمی جلو اومد و گفت:
-دانشگاه جای مزاحمت و رینگ مبارزه نیست
الانم دنبال من میاید تکلیفتون رو معلوم کنم.

romangram.com | @romangram_com