#پانتومیم_پارت_321
امیر دوباره بدون نگاه کردن بهش در حالی که چونم رو می گرفت و صورتم رو به این طرف و اون طرف کج
می کرد تا چک کنه حالتم رو گفت:
-آخر راهرو دست راست یه اتاق دیگه هست
دختری که لباس لیمویی داشت نیشخند زد و گفت:
-شما دنبال خلوت کردنید به ما چه!؟
دختر لباس قرمزم خندید و گفت:
-خودتون برین من که رژ لبم مونده هنوز
هم زمان خم شد سمت آینه و رژ لب رو رو لباش کشید
امیر کلافه چشم ازم گرفت و چونم رو رها کرد
چند دقیقه به دخترا زل زدیم از عمد لفتش می دادن و ریز ریز می خندیدن دیگه داشتن لجم رو درمیاوردن
دندونام رو، رو هم سابیدم یه رژ لب زدن ده دقیقه طول می کشید!؟
امیر ابرو بالا انداخت و چند لحظه عصبی چشماش رو بست و راست ایستاد و رو به دخترا گفت:
-تموم نشد رژ لب زدنتون؟
قسمت آخر جملش رو با تمسخر گفت
دختری که پیراهن قرمز داشت با ناز دستش رو لای موهای سیاهش فرو کرد و اخمام در هم فرو رفت و با نیشخند گفت:
-نه هنوز مونده
امیر ابرو بالا انداخت و گفت:
-جدا؟
دختر لباس لیموییه با نیشخند نگاهمون می کرد و امیر آروم به سمت دختر پیراهن قرمزه رفت و گفت:
-بزار کمکت کنم
چشمام گرد شد و امیر یهو رژ لب قرمز رو از دست دختره گرفت و اون قدر سریع این کارو کرد دختره فقط تونست دهنش رو باز کنه!
قبل از این که به خودم بیام یا دخترا کاری کنن امیر سر برس مانند رژ لب مایع رو به سمت صورت دختره برد و با سرعت قسمت بالای لب ها و چونش کشید حتم داشتم رژ لبه بیست و چهار ساعته بود چون خیلی سریع رو صورتش مات شد
دختره تنها با چشمای گرد شده امیر رو نگاه می کرد دوستش جیغ خفیفی کشید
امیر چشماش رو درشت کرد و خیره به صورت سرخ شده و مضحک دختره گفت:
-به نظرم از این به بعد این طوری رژ لب بزن
بهت میاد...
رژ لب رو برد بالا و رو به دختر پیراهن لیمویی گفت:
-تو ام رژ لبت نیمه کاره مونده؟
دو قدم به سمت دختره برداشت که دختره جیغی کشید و داد زد:
-روانی
romangram.com | @romangram_com