#پانتومیم_پارت_24
-ادای تورو در اوردن واسم راحته ولی میترسم استادتون چیزی ازم بپرسه.
من رو برد تو سرویس بهداشتی و گفت:
-نمی پرسه.
کلافه نفس عمیقی کشیدم.
تو روشویی آرایشم رو شستم و فقط برق لبِ آرام رو زدم.
موهای کج شدم رو روبه بالا داخل مغنعه ام دادم و مانتوم رو دیگه نمی شد کاریش کرد.
آرام زود جزوه و کتابش رو بهم داد و گفت:
-موفق باشی.
با حرص گفتم:
-خوش بگذره.
خندید و برام بوس فرستاد و رفت.
جلوی آینه به خودم زل زدم:
-خب الان من آرامم!آروم،سربه زیر...
نفس عمیقی کشیدم و از سرویس اومدم بیرون.
ب آرام ادرس کلاسش رو برام فرستاد و رفتم طبقه بالا انتهای راهرو روبه روی کلاس ایستادم و بعد چند لحظه مکث وارد شدم.
فضای کلاس برام غریبه بود!پارسال زیاد از این کارا کرده بودیم ولی امسال اولین بار بود.
نفس عمیقی کشیدم و رفتم ردیف دوم نشستم.
خواستم پام رو بندازم رو پام یادم اومد آرام عادت نداره.
بیخیال شدم و سر به زیر به جزوه آرام زل زدم.
صدای خنده دانشجو ها می اومد و داشتن حرف میزدن.
به لاکم زل زدم،اوف این رو چی کار کنم؟
دست تو کولم کردم و لاک پاکن رو درآوردم و از زیر دسته صندلی آروم لاکم رو پاک کردم.
آستین مانتومم که تا آرنج بالا بود رو پایین آوردم.
استاد که وارد شد همه ساکت شدن و نشستن.
یک دختره از ردیف اول برگشت و با لبخند گفت:
-آرام دیالوگا رو دیشب دیدی؟چه طور بود؟
لبخند ملیحی زدم و آروم و با تمانینه گفتم:
-به نظرم خوب بودن.
دختره گیج و کشیده گفت:
-تو که گفتی زیاد جالب نیست.
romangram.com | @romangram_com