#پانتومیم_پارت_138
-کاش موقعی که حقوقمم برای اجاره خونه و کفن و مرگ میگیرم این قدر غر بزنی.
خشک شده نگاهم کرد نیشخند زدم و از خونه خارج شدم،وقتی سر ماه میشد که خوب بلد بود بیاد بالای سرم و بگه آیلین پول
ولی تا دو روز می گذشت غر غراش شروع میشد
درک می کنم،پول نداریم مجبوریم به هم کمک کنیم
اما نه این طوری؟
آرامم که پولش رو داشت جمع می کرد گوشی بگیره
کتونی های مشکیم رو پام کردم و کمی قد نود جینم رو تنظیم کردم که در باز شد و آرام اومد بیرون.
چشماش همچنان سرخ و پف کرده بود و زحمت نکشیده بود حتی یه کرم بزنه!
هیچی نگفتم و با هم راه افتادیم.
چند خط اتوبوس سوار شدن و ایستگاه به ایستگاه آهنگ گوش دادن و یکم ترافیک و چند بار بحث با پسر سوسولای متلک انداز و در اخر رسیدیم به سالن.
از آرام خداحافظی کردم و وارد اتاق گریم شدم
پریا برام دست تکون داد و رفتم سمتش.
-تو میخوای بری اجرا؟
با خنده گفت:
-وای آره،من رو شبیه فرشته های مهربون کن
با خنده گفتم:
-آخه بهت میاد؟
خندید و سر تکون داد.
نشستم جلوش و شروع کردم به گریمش.
از مژه های بلندش استفاده کردم و انتهای چشماش رو براق و درخشان نشون دادم،چند تا برچسب ستاره ایِ طلایی پشت پلک هاش چسبوندم و لباش رو صورتی و براق کردم.
یک نگین کوچیک گذاشتم وسط پیشونیش و به لباساش نگاه کردم،موی مصنوعی آبی مثل بافت دورش بود و یه شال تور توری سفید رو سرش.
از رو میز تِل نقره ای طلایی رو برداشتم و رو موهاش تنظیم کردم و یه خال کوچیک کنار گونش گذاشتم،روی دستاشم براق کردم و ستاره هارو روی انگشتاشم زدم ناخن مصنوعی سفید طلایی براش گذاشتم و موهام رو پشت گوش زدم و گفتم:
-تموم شده فرشته خانوم.
لبخند زد و بلند شد و با لبخند به خودش نگاه کرد و با هیجان گفت:
-برم خودم رو به سینا نشون بدم ببینه چه دوست دختر نازی داره.
خندیدم و برام بوس فرستاد و از اتاق خارج شد.
برگشتم و آرام پشتم ایستاده بود
آروم گفت:
-من رو شبیه خاله سوسکه کن
بلند خندیدم و اون فقط لبخند زد و گفتم:
romangram.com | @romangram_com