#پانتومیم_پارت_134
دستم رو، رو صفحه کشیدم.
ولی مگه تماس برقرار می شد!
مجبور بودم گوشی قبلیم رو بردارم لعنتی انگار رفته تو چرخ گوشت برگشته، یک تماسم وصل نمی کنه! عصبی چنگ زدم به صفحه که تماس برقرار شد.
-الو آرام؟
صداش کمی گرفته بود چشمام رو ریز کردم.
-آیلین عزیزم من دارم برمیگردم خونه خودت برگرد
-چرا چیشده؟مگه کلاس نداشتی!
صدات چرا گرفته؟
بعد چند لحظه گفت:
-کلاسم که کنسل شد،ا...لانم حالم نمی دونم چرا خوب نیست فکر کنم سر ماهه باز قراره داغون بشم بیا خونه خودت.
نفس عمیقی کشیدم و گفتم:
-آها اوکی باشه
تماس که قطع شد گوشی رو انداختم تو جیب مانتوم.
لپم رو باد کردم و برگشتم سر کلاس.
اما درست با ورودم تایم کلاس تموم شد و استاد برام سری تکون داد و خارج شد.
مهراد به سمتم اومد و کوله اش رو
رو شونش انداخت و گفت:
-منتظر خواهرت میمونی؟
ابرو بالا انداختم و گفتم:
-نه بریم
لبخند زد و کولم رو از روی میز برداشتم و کلاسرم رو داخلش گذاشتم پشت سر مهراد از کلاس خارج شدم و گفتم:
-مگه کلاس نداری تو؟
سرتکون داد و گفت:
-آره ولی حوصلش رو ندارم.
سر تکون دادم و با هم از دانشگاه خارج شدیم.
سوار ماشینش شدیم، خواستم شیشه رو بدم پایین و گفتم:
-اوف خیلی گرمه!
خودش شیشه رو داد بالا و گفت:
-الان کولر میزنم
romangram.com | @romangram_com