#پانتومیم_پارت_128
-با این پای لنگم حوصله ندارم دوباره برگردم.
من میمونم تو برو زود بیا.
سر تکون داد و خواست بره که زود سیوشرت بلندم رو دراوردم و انداختم رو شونه هاش و گفتم:
-سیوشرتمم ببر هوا گرمه
رو تونیکش سیو شرتم رو تنش کرد و گفت:
-برعکس باد میاد تن من بمونه
سر تکون دادم و برگشت گفت:
-همون گیره من رو بده شدم مثل تو همش موهام میاد بیرون.
هولش دادم و گفتم:
-من موهام رو شونه نکردم حوصله ندارم حالا یه بار بزار موهات بیرون باشه
برو زود بیا
کلافه سرتکون داد و رفت دستام رو تو جیبم کردم و موهام رو پشت گوش زدم
به درختا زل زدم ،تو تاریکی و صدای جیرجیرک و ...یکم فضا ترسناک شده بود
لپم رو باد کردم الان مثل فیلما یه جن بیاد تو جسمم بعد برم همه بچه هارو بکشم دونه دونه!
ترسیده برگشتم تابرم دنبال آرام که محکم خوردم به چیزی که جلوم بود وحشت زده جیغی کشیدم که طرف دستش رو گذاشت دهنم و اون دستش دور کمرم پیچید و چسبوندم به درخت
با چشمای گرد شده به چشمای براق امیر زل زدم
هم چنان دستش رو دهنم خیره به چشمام غرید:
-آرام با من بازی نکن...امروز گفتی راجبش فکر می کنی،گفتی دست از سرت بردارم تا فکرات رو بکنی
با چشمای گرد شده نگاهش می کردم و حتم داشتم رنگم پریده آرام سیوشرت من رو پوشید رفت و موهاش بیرون بود!
امیر حتما فکر کرده ارام منم! منم ارام!
تقلا کردم و با دست ازادم به سینش جنگ زدم سرش رو اورد جلوی صورت و نالید:
-من دیوونتم؟همون روز که دیدمت وقتی از اون بالا افتادی رو هوا گرفتمت...فهمیدم دوست دارم
من هیچی ندارم ارام،فقط تویی
نفس نفس زنون به دستش که رو دهنم بود چنگ زدم
غرید:
-تقلا نکن...این قدر من رو دست به سر نکن من مثل بقیه نیستم،یه تختم کمه چیزی که مال منه اخرشم مال من میشه بفهم
دستش رو از رو دهنم برداشت و خم شدم وسرفه کنان تند تند نفس عمیق کشیدم.
قبل این که بتونم کاری کنم چنگ زد به کمرم و خم شد سمتم و دوباره نفسم رفت
باورم نمیشد!اولین بار! توسط امیر...با خشونت تمام چسبیده به درخت اولین بوسه زندگیم تجربه کردم
romangram.com | @romangram_com