#پانتومیم_پارت_127

-پات بهتره؟
به پاهام زل زدم و گفتم:
-آره خوبم
چند بار نفس عمیق کشیدم و گفت:
-آیلین به نظرت من دیوونم؟
متعجب نگاهش کردم و گفتم:
-نه آخه چرا!
آروم و غم گین گفت:
-چون هنوز پوریا رو دوست دارم
نفسم میره اگه اتفاقی براش بیفته،هنوزم با پیج فیک میرم پستای اینستاگرامش رو میبینم فقط لایکشون می کنم...بی صدا...بدون لمسش
بد جور جام تو همه ی اون عکسا خالیه
-دیوونه ای!؟
-دیوونشم
لبخند محوی زدم و گفتم:
-قُلِ عاشقم!
خندید...تلخ خندید و گفتم:
-نمی خوای به امیر فرصت بدی؟
ازش خوشم نمیاد،اما اون مشکلش با منه تورو دوست داره
کلافه نفس عمیقی کشید و برگشت نگاهم کرد و خواست چیزی بگه که یهو زد زیر خنده‌
-چته!
بین خنده گفت:
-چه عجب یه بار خط چشم و رژ لب نداری
با لبخند ابروبالا انداختم و گفتم:
-کیف لوازم ارایشم تو ماشین مونده
دستش رو تو جیبش برد و گفت:
-واستا یه آهنگ بزارم همین جا بشینیم
سر تکون دادم که کلافه گفت:
-اه گوشیم تو چادر مونده کلافه گفت:
-بریم بیاریمش
به پام اشاره کردم و گفتم:

romangram.com | @romangram_com