#پانتومیم_پارت_126

زود سر تکون دادم و با دستام ادای نقاشی کردن درمیاوردم.
عقیل گفت:
-پریا ما فیلم پرنسسی ندیدیم
کدومه که دختره نقاشی می کشه؟
با دستم اطرافم موهام رو نشوند دادم و سرم رو به اطراف تاب دادم و موهام دورم می چرخیدن
پریا متفکر گفت:
-راپانزل؟
با خنده دست تکون دادم و دستم رو چرخوندم که متفکر گفت:
-گیسو کمند؟
دست زدم و با هیجان گفتم:
-اره
استاد زمان رو متوقف کرد و با خنده گفت:
-سی و پنج ثانیه
برگشتم و به امیر نیشخند زدم.

بچه ها همه دست زدن و بعد من از تیم مقابل پریناز اومد و بهش گفتیم ادای بادیگارد رو دربیار
با اون اخمای درهم مدام ادای اسلحه دست گرفتن و کت شلواری بودن رو درمیاورد
آخرشم لحظه آخر آرام فهمید و گفت بادیگارد!
از گروه ما سینا رفت و بهش گفته بودن ادای چوپان دروغ گو رو دربیار آخرم مهراد فهمید و دو به دو شدیم
به ارام گفتیم ادای هودی مارک دار رو دربیار
که هودی رو تونستن بگن اما مارک دار رو نه و ما یه امتیاز جلو رفتیم
قرار شد ادامه بازی رو بعدا اجرا کنیم چون پسرا باید شام درست می کردن
با نیایش و پریا و آرام یازده تایی بازی
می کردیم
آرام نگاهم کرد و گفت:
-این دست تموم شد بیا بریم یکم قدم بزنیم
متفکر گفتم:
-باشه ولی دور نشیم،جنگله!شبم هست خطرناکه
سر تکون داد و دست آخرم بازی کردیم و با آرام بلند شدیم و زیر سنگینی نگاه مهراد و امیر از چادر و بچه ها دور شدیم.
چراغ قوه رو کمی بالا گرفتم و نفس عمیقی کشیدم و با چوب راه می رفتم.

romangram.com | @romangram_com