#پانتومیم_پارت_125

-این که تو دومتری دلیل بر این نیست من کوتاهم شبیه برج پیزا می مونی
رو پنجه پا بلند شدم و لبام رو مماس لباش نگه داشتم و با تمسخر گفتم:
همون قدر دراز...همون قدر کَج!
به لبام زل زد و نیشخندی زد و سینا داد زد:
-بیاید دیگه
با حرص هولش دادم و از پشت درخت اومدیم بیرون و مهراد اخم کرده نگاهمون می کرد
روبه روی گروه خودم ایستادم و استاد گفت:
-زمان بگیرم
سر تکون دادم و استاد گفت:
-شروع
عدد یک رو نشون دادم و پریا گفت:
-یه حرفه
سر تکون دادم و با دستم رو هوا یه مستطیل کشیدم و بعدش وانمود کردم که دارم با کنترل شبکه عوض می کنم با هیجان به جلوم خیره ام
عقیل گفت:
-تلویزیون
بشکن زدم و دستم رو چرخوندم یعنی نزدیکه
سینا متفکر گفت:
-انواعِ اسمای تلویزیون؟
به معنای نه سر تکون دادم و مهراد گفت:
-شبکه های تلویزیون؟
بشکن زدم و با دست علامت دادم داری نزدیک میشی
سینا داد زد:
-فیلمه؟
زود سر تکون دادم و بعدش شالم رو از روی سرم برداشتم و گیره رو از موهام باز کردم که کل موهام تا کمرم ریخت دورم
سینا با نیش شل گفت:
-چه موهای خوشگلی
همه خندیدن و مهراد زد تو سرش
زود دستم رو مثل دامن اطرافم گرفتم و پاورچین آروم آروم شروع کردم به قدم برداشتن
پریا فوری گفت:
-فیلم پرنسسیه!؟انیمیشن؟

romangram.com | @romangram_com